تبليغاتX
هیاهو در سکوت -

هیاهو در سکوت

من همسایه خورشیدم
 
 
عشق چیست؟پروانه قوت از عشق آتش خورِد.بی آتش قرار نداردو در آتش وجود ندارد.تا آنگاه که آتش عشق، او را چنان گرداند که همه جهان آتش بیند . جون به آتش رسد، خود را بر میان زند، خود نداند فرقی کردن میان آتش و غیر آتش.چرا؟ زیرا که عشق همه خود آتش است.
 
یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج

 شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.


روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد.

 خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران

 بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر

شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای

نیست


سناتور گفت مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو

 حل می کنم


سن پیتر گفت :اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده،

شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی

کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید

سناتور گفت :اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام.

میخواهم به بهشت بروم


سن پیتر گفت :می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور


و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین...

 پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.


در آسانسور که باز شد، سناتور با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن

 بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک

ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از

دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او

دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای

 زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین

گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی

 به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب

 شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها

حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.

 
به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت.

راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت

اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و

خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی

هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم

هم چگونه گذشت.


بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا

تصمیمش را گرفته؟


سناتور گفت :خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که

فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می

دهم
بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل

شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی

آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از

 او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و

کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید :انگار آن روز من اینجا

منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای

خوردیم؟ زمین گلف؟ .....


شیطان با خنده جواب داد: :آن روز، روز تبلیغات بود...


امروز دیگر تو رای دادی...

به نقل از اینترنت

 

نوشته شده توسط بنفشه راد کیان پور |  در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی