چند روز پیش در محفل انسی بودیم که اعضای آن محفل، جمله اهل شعر و شاعری و عرفان و صاحب رای
بودند. خانم هایی دارای تفکراتی بدیع و مستقل از گذشته تلخ. در ابتدا و انتهای جلسه خانمی از اعضا
اشعاری از مولانا و ساقی نامه حافظ را در دستگاه اصفهان و ماهور با صدایی سحر آمیز خواندند. بنده واقعا
مدهوش این صدا شدم. استاد فرمودند: صدای خوب و رسا یکی از ابعاد رحیمیت خداوند است که این موهبت
تنها در افرادی خاص جاری می گردد. با خود اندیشیدم چه می شد که من مهم در این مسیر رحیمیت خداوند
قرار می گرفتم و چنین صدایی به من عطا می کرد.
اگر صدایی خوب و رسا داشتم به شادمانی آواز سر
می دادم. .. تا زنان خسته از ستم قوانین بی رحم به وجد آیند.
شادمانه آواز سر می دادم ... تا به وجد آیند و پایکوبان با جامه های رنگین به هر کوی و برزن سرک بکشند .
شادمانه آواز سر می دادم ... تا زنان پاک سرت ایران هم در گوش یکدگر زمزمه کنند شادمانه آواز سر دادن را.
آنگاه همه با هم شادمانه آواز سر می دهیم که ...
تصور کن حتی اگر تصور کردنش سخته
جهانی تهی از ترس مردان چکمه پوش
جهانی خالی از سایه سنگین محدودیت ها
جهانی سر شار از قریحه و ذوق زنان آزاد اندیش
جهانی که در آن لطافت و مهربانی زن با طراوت و سبزی طبیعت عجین شده .
آری تصور کن حتی اگر تصور کردنش سخته.
... و تنها آن زمان است که
ما شادمانه آواز سر می دهیم و با ما هم آوا می شود چنگ نکیسا و آواز باربد....
تقدیم به تمام زنان بی پروا و جسوری که مثل هیچکس نیستند . آنان پوسته جهل و تعصب زمان خود را شکافتند و بس زیبا درخشیدند.