"زندگي آ ن چيزي است كه براي تو اتفاق
مي افتد در حالي كه تو سرگرم برنامه ريزي هاي ديگري هستي"
سپرده ايم . گاهي آنقدر سرعت كارها و امورمان بالا مي رود كه ديگر به كيفيت توجهي نداريم و تنها كميت برايمان مهم است كه در نهايت متوجه مي شويم كميتِ امر نيز آنچنان برايمان مطلوب نبوده است. همه موجودات هستي داراي زمان برابري هستند
و مهم آن است...
كه هر كس با زماني كه در اختيار دارد چگونه
از آن بهره برداري مي كند ما نياز داريم كه در لحظه زندگي كنيم و در لحظه باشيم . يكي از اصول اصلي و اساسي مباحث آموزشي كانون كيميا توجه به لحظه حال مي باشد و همچنين متناسب كردن سرعت خود با سرعت هستي. اين اصل در تمام جنبه هاي زندگي قابل تعميم است . هنگامي كه سرعت در كار بالا مي رود به نتيجه نمي رسيم پس صبر مي كنيم، صبري زيبا همراه با تعقل و برنامه ريزي و در اثر همين صبر ميزان خطا كاهش پيدا مي كند. استاد همواره بر اين نكته تاكيد دارد و متذكر مي شود : ان الله مع الصابرين! شبكه شعور الله تنها با كساني است كه سرعت ذهنشان را تنظيم مي كنند و مي توانند در زمان، بين فضاي هيچ،نور و هست حركت كنند. هنگامي كه فرد سرعت ذهنش بالا باشد حركات و كلامي را كه ساطع مي كند كه بر روي آن تعقل نشده است و نور خدا بر آن تابيده نشده است ." هر چند كار آساني نيست اما با تمرين و تكرار آسان مي شود. سرعت ذهن را كم كنيم زيرا كه احساسات و اعمالي كه در اثر عجله و سرعت بالاي ذهن در ما شكل گرفته است از ضمير ناخودآگاه ما و نفس و مجموعه آموخته هاي ما شكل مي گيرد و ما هر لحظه چنين عمل مي كنيم و شايد به همين دليل است كه خداوند مي فرمايد : ان الانسان لفي خسر و دليل اين خسران و زيانكاري او را اين گونه بيان مي كند : كان الانسان عجولا . هر جمله اي كه مي گوييم ، يا هر فعلي را كه مي خواهيم انجام دهيم،يا غذايي را كه مي خواهيم ميل كنيم و ...به تاثير آن و نتيجه آن در هستي دقت كنيم و تعقل انجام دهيم و به آن بار معنايي بدهيم. انسان معنوي يعني هر چيزي كه مي خورد ، مي بيند و مي گويد براي وي معنايي دارد و آن شخص كسي است كه سرعت ذهنش را كم كرده است . اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food) اين جنبش ميگويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع(Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار ميگيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزانس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال ميبرد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است. مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار ميکنند امّا از آمريکائيها و انگليسيها مولّدترند. آلمانيها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل دادهاند و مشاهده کردهاند که بهرهورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائيها را هم جلب کرده است. البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهرهورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهرهورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است. به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسيترين ارزشهاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيطهاى کارى کم تنشتر، شادتر و مولّدترى است که در آن، انسانها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت ميبرند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و اندكي بر آيه 14 سوره قيامت تامل نماييم،آنجا كه مي گويد: انسان به نفسش مي تواند بصيرت داشته باشد.


