درخواست های یک زن :
من یک زن هستم و قبل از آن یک انسان ، من نیز دارای حق و حقوقی هستم و در این حق و
حقوق با جنس مقابلم برابر هستم زیرا خداوند هر دو جنس را یکسان خلق کرد .
اکنون من نمی خواهم چون زن هستم از حق و حقوق کمتری برخوردار باشم . می خواهم
جایگاه اجتماعی ام ، همسرم، شغلم و خلاصه نوع زندگی ام را با آگاهی و اختیار انتخاب کنم .
نمی خواهم به صرف زن بودن اجبارهای گوناگون بر زندگیم سایه افکند و با ما همچون کودکان
نابالغ رفتار شود . می خواهم چون انسان هستم حق داشته باشم نه قدرت .
از آنان که دارای قدرت هستند می خواهم که به حق قانونی خود قناعت کنند . نمی خواهم
چون زورم کمتر است حرف زور بشنوم و تحقیر شوم . نمی خواهم پرنده سفید آزادی ام را در
اختیار سایه قدرتمند زندگی ام قرار دهم . پرنده سفید آزادی عاشق پرواز است اما بال های
زیبای او شکسته .
من می خواهم نه تنها مردان برما سلطه نداشته باشند ، بلکه کاملا بساط سلطه گری و
زورگویی از سطح جامعه برچیده شود . من می خواهم در ذهن زنان و مردان این هستی
پهناور بشر جایگزین شود ، فقط به این دلیل ساده که بشریم . کسی که بشارت می دهد؛ نوع
دوستی، مهرورزی، عشق و محبت را ، این ها ویژگی های بشر است .
خداوند نگران است. او خواست خودش را متجلی کند زیرا گنجی پنهان بود، پس انسان را
آفرید، آیا این گونه تجلی دهنده انوار الهی می باشیم .
من یک زنم .تنهاخواسته ام این است که در آن عده ای فرو دست عده ای فرا دست را حداقل
به عقب نشینی وادارند، این خواسته ها نه با تغییر قوانین بلکه با ایجاد تحول در شیوه زندگی
قابل دست یابی است. تحول در کلام، اعتقادات ، قضاوت ها و باور ها . اینکه به راستی خود را
باور کنیم .برای آزادی اصیل روح خود حریمی مقدس را قائل شویم و اجازه ندهیم این حریم
مقدس توسط پدر خوانده ها شکسته شود . ما باید خودمان را باور کنیم و خویش را هرگز از
زاویه دید مردان ننگریم و خودمان را برمبنای سلیقه آنان نیاراییم ، که در آن صورت ما را چاره
ای جز اشک ریختن در خلوت تنهایی خویش نمی باشد . خلوت و عزلتی که اکنون بسیار
شکننده است و آماده است تا با یک تلنگر کوچک بشکند . در انتها از پدر خوانده های عزیز می
خواهم نگاهی به حماسه پر شور رسول بزرگ خدا حضرت محمد بیندازند همان کسی که
دغدغه ها ، کشاکش ها، رنج ها، شادی ها، ناکامی ها، پیروزی ها و لحظه های پر ثمر
انسانی اش در جهت ساختن جهانی متفاوت بود . او جهانی را تصور می کرد متفاوت ، جهانی
که در آن گستره برابری ، محبت و مهر تا بی کرانه ها گسترده شده بود ، و آزادی شان و
منزلت انسانی تا جایگاه واقعی اش پدیدار بود . جایگاهی که ارزش های انسانی را نه در
جنسیت آنها بلکه در پارسایی و و تقوایشان می جست ، نه در حیطه داوری های انسانی بلکه
تنها در پیشگاه خداوند مهربان .